در یک روز گرم تابستانی سال 85 پویا و عرفان توی اینترنت با هم آشنا شدند.اونها اولین قرار ملاقات رو باهم گذاشتن و این یک آغاز بزرگ بود

اونا شروع به صحبت کردن، برای اینکه بفهمن واقعاً میخوان چیکار کنن. بعد از اینکه فهمیدن با هم دیگه هیچ مشکلی ندارن شروع به گشتن به دنبال یه بیسیست کردن که
خوشبختانه بازهم اتفاقاتی توی اینترنت افتاد
آره اونا کسی رو پیدا کردن که واقعاً راک میکرد! مجید شروع به بیس زدن با چشم سوم کرد. حالا همه چیز به نظر خوب میرسید و اونا میتونستن شروع به ساختن آهنگ بکنن
بعد از صحبت کردن راجع به سبک و نوع موسیقی اونها فهمیدن که پانک بهترین چیزیه که اونها بهش احتیاج دارن. یک عالمه حرف واسه زدن داشتن و حالا مثل یک بمب احساس انفجار میکردن. اونها به این اعتقاد داشتن که اگر قرار نسبت به چیزی اعتراض کنن اولین چیز اینه که
مردم حرف اونها رو خوب بفهمن. حالا اونا شروع به ساختن آهنگ و نوشتن شعر به فارسی با زبون خیلی ساده کردن
شاید دلیل دیگه انتخاب زبون فارسی کمبودی بود که اونا راجع به این نوع موسیقی یعنی موزیک راک به زبون خودشون توی کشور احساس میکردن
و در آخر یک خوره گیتار ظاهر شد!!! امیر تو سال 86 به عنوان نوازنده دومین گیتار به گروه پیوست
حالا اونها یه جایی توی زیرزمین های تهران به سختی مشغول تمرین هستن تا بتونن اون کاری رو که سالهاست باید انجام بشه رو به خوبی انجام بدن و یک راک واقعی به زبون خودشون ارائه بدن